سلام
من اومدم ولی خیلی وقته سری نزدم و نمیدونم از کجا بگم. فقط تند تند خبرا رو میدم
من گل مژه زدم ، آفت زدم . آخه چشم خوردم چون پنجشنبه ای خیلی خوشگل شده بودم و یه کسایی چشمم زدن.
مامان احسان امروز از چند تا پله افتاد و دستش ضرب دیده. آخییییییی
امید اینا دارن آذر ماه از کانادا برای مدت 20روز میان ایران و ما خیلی خوشحالیم
داریم یه ماشین گوگولی میخریم ، سوپرایزه . بعدا" که دراومد میام و میگم. فقط تا اینجا بگم که اسمش شیر کوچولو
مامانم صداش گرفته آخه یه دکتر خری دارو اشتباهی بهش داده
از همه مهمتر من و احسان عاشق همیم
ندا
+ نوشته شده در سه شنبه سوم آبان ۱۳۹۰ ساعت 17:58 توسط ehsan va neda
|