سلام من اومدم ولی خیلی وقته سری نزدم و نمیدونم از کجا بگم. فقط تند تند خبرا رو میدم من گل مژه زدم ، آفت زدم . آخه چشم خوردم چون پنجشنبه ای خیلی خوشگل شده بودم و یه کسایی چشمم زدن. مامان احسان امروز از چند تا پله افتاد و دستش ضرب دیده. آخییییییی امید اینا دارن آذر ماه از کانادا برای مدت 20روز میان ایران و ما خیلی خوشحالیم داریم یه ماشین گوگولی میخریم ، سوپرایزه . بعدا" که دراومد میام و میگم. فقط تا اینجا بگم که اسمش شیر کوچولو مامانم صداش گرفته آخه یه دکتر خری دارو اشتباهی بهش داده از همه مهمتر من و احسان عاشق همیم ندا