مهمونامون اومدن ، خیلی هم خوش گذشت . شام مرغ داشتیم که خیلی وئوووووووو شده بود. حسین خان دادشم سر شام بهش زنگ زدن تشریف بیاورید .
بعد از شام با حسین کمی تمرین بوکس کردیم، چون حسین جمعه مسابقه بین باشگاهی بوکس داشت. راستی حسین خدا رو شکر برنده شد.
آخر شب هم یه آهنگ افغانی گذاشتند، خیلی قشنگ بود منم باهاش کلی خوب رقصیدم، شاباش هم گرفتم.
ندا![]()
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر ۱۳۹۱ ساعت 14:1 توسط ehsan va neda
|