سلام

یه چند ماهی میشه من چیزی ننوشتم .... آخه سرمون خیلی شلوغه .....  خونه شهرک رو فروختیم / سه واحد خریدیم / حالا هم یه ذره ناقصه ولی کم کم داره آماده میشه الان فقط مشکله گاز و حمومه بقیه خدا رو شکر حل شده ...............

دیگه خونه دار شدیم دوست دارم وقتم رو بیشر با همسرم  سر کنم ..... امیدوارم

این هفته ندا رفته بود قزوین ماموریت شرکت من هر چی زنگ زدم جواب نداد ۲ ساعتی تو نگرانی بودم  کلی فکرهای بد کردم تازه فهمید چقدر دوسش دارم ..... .....  و اگه نباشه چقدر تنهام .....

کاش بتونم حالا که دیگه نیاز مالیمون کمتر شده باهاش بیشر وقت بگذرونم و